نوشته‌ها

زوجین

راز عشق نودلی

فایل صوتی بسیار زیبا از خانم تارا یحیی نژاد

 

دانلود فایل صوتی راز عشق نودلی

 

 متن فایل صوتی بالا

زندگی نودلی

 

اگر شما هم یکی از طرفداران پروپاقرص نودل باشید حتما هنگام نوش جان کردن آن متوجه جذابیتش شده اید،

اینکه رشته ی باریک و بلندی را با تمام وجود  هورت می کشید و حتی اگر بخواهید مبادی آداب عمل کنید و طبق فرهنگ ما ایرانی ها بی صدا  آن را بخورید،نمی توانید.

با اینکه ارتباطی به موضوعی که قرار است مطرح کنم ندارد اما شاید برای شما جالب باشد بدانید که در کشورهای آسیای شرقی چنین فرهنگی رایج نیست

 و آن ها حتی میکرفونی را جلوی دهان خود قرار می دهند و هنگام خوردن غذاهایشان فیلم میگیرند و با مخاطبانشان در برخی از شبکه های اجتماعی به اشتراک میگذارند!

الحق و الانصاف هم که در باز کردن اشتها  موثرند.

 

فرد نودلی

 

 وقتی شما به تنهایی نودل می خورید شبیه کسی هستید که در مسیر اهداف قدم برداشته است و هر رشته ای را که هورت می کشید گویا به یکی از اهدافتان دست پیدا کرده اید!

 گرچه اینکار ساده نبوده و شما برای درست کردن نودل،سه دقیقه زمان گذاشته اید و قبل از آن هم هزینه ی خرید آن را پرداخت کرده اید،شما دسته ی اول هستید.

اما اگر خواسته باشید که کمی بیشتر از خوردن نودلتان لذت ببرید هزینه ای بیشتر و زمانی بیشتر را صرف آن می کنید مانند اضافه کردن کمی کره،رب و سبزیجات به آن که طعمی بینظیر و استثنایی به خود می گیرد،و اینجا شما دسته دوم هستید،

 

من عاشق این دسته ی دوم هستم.

آنها مانند کسانی هستند که برای رشد فردی خود به لحاظ فکری و شخصیتی زمان و هزینه ی بیشتری صرف می کنند که با سلامت روانی بیشتر به اهدافشان نزدیک شوند.

پس بسیار حائز اهمیت است که شما چه سطحی از کیفیت را برای زندگی خود انتخاب می کنید.

طعم عادی نودل یا طعمی استثنایی؟

یک زندگی با سطح کیفی عادی که ممکن است شما را  با یک حرف ازکوره به در کند و با افتادن رشته ای نودل روی زمین بزنید زیر کاسه کوزه ی همه چیز؟

یا تجربه ی طعمی استثنایی با قدرت ادراک بالا که هیچ چیز و هیچکس نتواند  آرامش شمارا به هم بزند؟

 

مطالعه مقاله ۵ سوال طلایی برای حل اختلاف

نفرت نودلی

 

تمام آنچه که تا به حال گفته شد (زندگی نودلی و فرد نودلی) را تصور کنید و حالا فکر کنید که شخص دیگری کنار شما قرار دارد و می خواهید با شور و شوق فراوان کنار هم نودل میل بفرمایید و اصطلاحا هورت بکشید.

اگر شما جز دسته ی اول بوده باشید و نودل عادی را برای خوردن انتخاب کرده باشید در وهله ی اول آنچه که در ذهن شما عیب است این است که خوردن نودل صدا می دهد و شما سختتان می شود.

پس تمام سعی تان را می کنید که این واقعیت را که خوردن نودل صدا می دهد را انکار کنید و از این لحظه به بعد نمایش دادن شما و طرف مقابل شروع می شود که مثلا…

 


چرا چاپستیک؟

(نام چوب های بلندی که برای خوردن غذا استفاده می کنند)

سخت است و من بدون چنگال نمی توانم نودل بخورم،چقدر صدا می دهد اصلا نمی خورم.

رشته ها بیرون از کاسه میریزند این چه وضعیتی است که دچارش شده ایم و در نهایت هم به شخصی که کنار شماست می گویید:

لطفا نودل  را در کاسه ی خود بخور و به من نزدیک نشو !

اصلا من از نودل متنفرم.

 

آیا این ها برای شما آشنا نیست؟

مرا یاد روابطی می اندازد که با اشتیاق فراوان شروع می شود وآرام آرام به سردی می انجامد و در نهایت جدایی، به این دلایل که ما…

آنچه را که واقعیت است انکار می کنیم و پذیرای شرایط نیستیم،مدام شکایت می کنیم و نیمه ی خالی لیوانمان را می بینیم.

هرگز برای بهبود شخصیت خود و بهبود روابط مان تلاشی نکرده ایم و خود را بخوبی نشناخته ایم و ذهن مان را برای چالش ها آماده نکرده ایم.

ما حتی در انتخاب شریک نودلی مان کم گذاشته ایم و به همین سادگیست که هرچیز ارزشمندی را از دست می دهیم.

 

هوش هیجانی چیست

عشق نودلی

 

به قسمت جذاب ماجرا می رسیم که من عاشق این قسمت هستم.

تصور کنید که شما جز دسته ی دوم هستید همان هایی که تلاش می کنند روز به روز بهتر باشند و حالا تصمیم می گیرید که با کسی که مثل خودتان است نودل بخورید.

وای که چقدر هیجان انگیز است،دوشخص که عاشق چالش ها هستند…

هر دو مشتاق هستید که نودل تان را با چاپستیک که بسیار سخت تر از چنگال است نوش جان کنید و هربار که رشته ای از نودل روی زمین می افتد قهقهه می زنید و می گویید گاهی نباید خیلی تمیز بود.

مطالعه مقاله آنچه خانم ها باید بدانند

شما می دانید که نباید سخت بگیرید.

نگاه تان به یکدیگر دوخته می شود  و با شیطنت خاصی با صدای هرچه بلندتر رشته ها را یکی پس از دیگری هورت می کشید.

چرا که شما می دانید و پذیرفتید که نودل خوردن بدون صدا نمی شود.

شما از کاسه ی او و او از کاسه ی شما رشته های پیچ در پیچ نودل را می ربایید و خنده کنان و با لذت به خوردن نودل ادامه می دهید.

چرا که به این نتیجه رسیده اید که برخی چیزها شریکی اش مزه ی بهتری می دهد.

تا به آنجا میرسید که گرفتار رشته ای طویل می شوید که هرچه تلاش می کنید به انتهای آن نمی رسید که ناگهان طرف مقابلتان انتهایش را پیدا می کند و شروع به هورت کشیدن همان رشته ای می کند که شما در حال هورت کشیدنش هستید و خب می توانید انتهای ماجرا را حدس بزنید!!!

 

حال بگویید که یاد چه کسانی می افتید؟

احتمالا زوج هایی که با همراهی و همدلی کنار یکدیگر روزهای خوب، بد و تلخ و شیرین را سپری می کنند و هر روز برای حفاظت از زندگی شخصی و زناشویی شان تلاش می کنند.

خوردن یک رشته همزمان از طرف هر دوی شما یعنی یکی شدن مسیر، اهداف و رسالت تان و این یک زندگی خارق العاده خواهد بود.

آسان بگیرید و در غم و شادی شریک زندگی تان شریک باشید.

 

امیدوارم عشق نودلی را تجربه کنید.

مهارت حل تعارض

۳ عامل مهم در تخریب روابط (فیلم و فایل صوتی)

.

 دانلودفایل صوتی

 

 

مدت زمان فیلم:   ۶:۳۵

متن فیلم ۳ عامل مهم برای تخریب روابط

 

به نام خدا، دوستان سلام.

خیلی خوشحال هستم که یکبار دیگر این فرصت پیش آمد تا بتوانم، با شما صحبت کنم.

امروز می خواهم در مورد باورهایی که در روابط وجود دارد، صحبت کنم.

ما چه باورهایی از خودمان داریم،

چه باورهایی از دیگران داریم و چه باورهایی از ذهن دیگران در ذهن خودمان ساخته‌ایم.

 

انتظار

مطالعه مقاله احساس خوب کلید رسیدن به خواسته

باور در مورد خودمان

 

اکثر ما یکسری باور‌ها در مورد خودمان داریم.

مثلا اینکه من چه آدمی هستم؟

آیا من یک انسان دست و پا چلفتی هستم؟

آیا من یک آدم خنگی هستم؟

آیا من به هیچ دردی نمی خورم؟

آیا من آدم شلخته‌ای هستم؟

 

این باور ها باعث می‌شود که ذهن ما متوقف شود.

فکر کنیم در یک ماشین قرار گرفته‌ایم و  ترمز دستی ماشین را تا ته کشیده ایم، زده ایم توی دنده  و مدام گاز می‌دهیم و گاز می‌دهیم، اما هیچ حرکتی نداریم.

در زندگی این باور ها می‌تواند ما را محدود کند، زمانی که من از خودم یک باور دارم.

 

مثلا من یک انسان بی ارزشی هستم و لایق هیچ‌چیزی در زندگی نیستم،

آن موقع انتظار دارم هرجایی که می‌روم افراد با استقبال از من پذیرایی کنند و من را دوست داشته باشند و کار من همه جا راه بیافتد.

 

مطمئنا تا زمانی که احساس رضایتمندی و ارزشمندی نکنم، دیگران اصلا برای من ارزشی قائل نمی‌شوند.

این باور ها نه تنها می‌تواند ذهن ما را بیمار کند، بلکه تمام زندگی ما را ویران می‌کند.

 

مهارت های ارتباطی در مصاحبه

باور در مورد دیگران

 

اکثر ما یک باوری هم در مورد دیگران داریم. بخاطر همین باعث می‌شود که ما یکسری پیش داوری‌ها در مورد دیگران کنیم.

مطالعه مقاله ای در مورد ادراک و پیش داوری

یعنی به محض اینکه گوشی ما زنگ می خورد و اسم آن فرد روی گوشی ما می افتد،

می‌گوییم باز این فرد زنگ زد. یعنی هنوز هیچ اتفاقی نیافتاده، بر اساس آن باور، با پیش داوری باعث می‌شویم که حس بدی پیدا کنیم.

با همان حس بد گوشی را برمیداریم و با آن فرد صحبت می کنیم و روابطمان خراب می شود.

و نمی توانیم دیگر خودمان را کنترل کنیم. باورهایی که در مورد دیگران داریم باعث می‌شود که ما برویم و همان اتفاقات را در رفتار آن افراد ببینیم.

تصور کنید باور من از فردی اصلا خوب نیست ، حالا آن فرد زنگ زده و من می خواهم تلفن را جواب بدهم،

گوشی را بر میدارم و پاسخ می‌دهم و چون حس من بد بوده است، خیلی خوب نمی‌توانم با آن فرد صحبت کنم و می‌بینیم آن فرد هم خیلی برخورد خوبی با من ندارد.

روابطش خراب می‌شود و بار بعدی که من را می‌بیند شاید اصلا من این باور را فراموش کرده باشم،

ولی آن فرد،رفتار من را فراموش نکرده است.

من با خودم می‌گویم چرا من را تحویل نمی‌گیرد؟

بخاطر  می‌آورم که برای همون ماجرای قبلی بوده است.

 

باور از ذهن دیگران در ذهن خود

 

یکسری باورها از ذهن دیگران در ذهن خودمان ساخته ایم. مثلا می‌گوییم که این فرد چه فکری در مورد من دارد؟

فکر طرف مقابل را ذهنی می‌خوانیم و خود این باعث می‌شود ما در زندگی به هیچ جایی نرسیم و این باعث می شود ارتباطمان را خراب کنیم .

مثلا  با خودمان می‌گوییم در مورد من چه فکری می‌کند؟

فکر می‌کند من بی‌عرضه هستم و به درد هیچ کاری نمی خورم؟

در صورتی که شاید فرد هیچ فکری در مورد ما نکند.

 

آقای دنیل امن یک قانونی دارد …قانون ۱۸ ،۴۰، ۶۰

ایشان می گویند: همه ما در سن ۱۸ سالگی به دنبال این هستیم که دیگران ما را تایید کنند ،

در سن ۴۰ سالگی متوجه می‌شویم که نیازی به تاییدیه دیگران نداشته ایم و در سن ۶۰ سالگی متوجه می شویم که اصلا کسی به ما توجه نمی کرده است.

و  این همه خودمان را اذیت می کردیم و واقعا هم همین هست، ما دائما به این فکر می‌کنیم که دیگران بیکار هستند و دارند درمورد ما فکر می‌کنند و ما را قضاوت می‌کنند.

 

در صورتی که دیگران مشغول زندگی خودشان هستند و اصلا به ما وتوجهی ندارند و ما داریم خودمان را اذیت می‌کنیم

و بر اساس آن تصویر و ذهنیتی که در مورد دیگران  داریم  با آن افراد صحبت می‌کنیم.

مثلا من فکر میکنم که طرف  مقابل در ذهنش این می‌گذرد که من آدم بی عرضه‌ای هستم.

 

با همین تصوری که دارم از ذهنیت فرد مقابل با او صحبت می‌کنم و روابط را خراب می کنم و با خودم می‌گویم این آدم، درمورد من چه فکری می‌کند؟

یعنی مطمئن هستم که این آقا درمورد من فکرمی‌کند و همین نکات باعث می‌شود که ما روابطمان با خودمان و دیگران بد شود.

 

چون حال خودمان را خراب می‌کنیم و باعث می شویم حال دیگران را هم خراب کنیم.

قبل از اینکه بخواهیم کسی را اذیت کنیم، قبل از اینکه بخواهیم، براساس ذهنیتی که داریم کسی را اذیت کنیم و آن فرد را بخاطر قضاوتی که داریم اذیت کنیم ، حال خودمان را خراب می‌کنیم.

 

و همه اینها باعث می‌شود که روابط ما خراب شود.

پس درمورد باورها درمورد خودمان و دیگران و درمورد اینکه در ذهن دیگران چه چیزی می‌گذرد پیش داوری میکنیم، پس به این موضوعات توجه نکنید.

مطالعه مقاله حل تعارض یا اختلاف

چه راهکاری هست؟

 

زمانی که ذهن ما خواست حرکت کند، باخودمان بگوییم که ما از کجا میدانیم در ذهن آن فرد چه می‌گذرد؟

شاید در ذهن آن فرد می‌گذرد که خیلی آدم خوبی هستم، حتی بگذارید که فکر کنیم خودمان را گول میزنیم.

 

حداقل این است که حال خودمان بهتر می‌شود و ما هم همین را می خواهیم، زمانی که حال ما بهتر می‌شود، و این باعث می‌شود که رابطه ما با طرف مقابل بهتر باشد.

 

چون حال ما خوب  است و باعث می‌شویم که این حس خوب به طرف مقابل منتقل شود

و این می شود که می بنیبم طرف مقابل هم با ما ارتباط بهتری دارد و بیشتر ما را دوست خواهد داشت.

 

ممنون از اینکه توجه کردید.

من علیرضا کرمی

مربی و مدرس مهارت های ارتباطی

و نویسنده کتاب آتش بس با مقدمه ای از پیتر اکونومی هستم.

تا درس های دیگر با ما همراه باشید.