نوشته‌ها

ارتباط با خود

ارتباط با خود چيست؟

 

ارتباط با خود چيست؟

همه ي ما آموخته ايم كه با ديگران ارتباط برقرار نماييم اما متاسفانه بيشتر ما انسان ها ياد نگرفته ايم كه با خود هم ميتوانيم ارتباط برقرار كنيم.

ارتباط با خود همان ارتباطي است كه ما از ديگران انتظار داريم

يعني انتظار داريم درك شويم

انتظار داريم تاييد شويم

انتظار داريم حمايت شويم

اما ما بايد بياموزيم كه هر چه از ديگران انتظار داريم را خود برآورده سازيم.

 

چرا ارتباط با خود نياز است؟

در تحقيقاتي كه بين بسياري از افراد موفق و ثروتمند شد، به اين نتيجه رسيدند كه همه ي اين افراد ارتباطات خيلي خوبي در جامعه دارند و اين برقراري ارتباط باعث رسيدن به موفقيت شده است اما در اين بين افرادي بودند كه با وجود داشتن همه چيز از شادي برخوردار نبودند اما در مقابل عده اي بسيار خوشحال و سرزنده هستند.

 افرادي كه رضايت نسبي از زندگي داشتند ارتباط خانوادگي و دوستانه ي خوبي داشتند

اما افرادي كه رضايت بالايي از زندگي داشتند ارتباط خوبي با خود داشتند

به همين دليل  ارتباط با خود نياز است تا ما به اين رضايتمندي برسيم.

 

آيا ارتباط با خود يك موضوع سطحي است؟

از نظر عموم مردم نياز هاي مهمتري وجود دارد و بجاي پرداختن به اين موضوع بايد به موضوعات مهم تر بپردازيم

اما اين افراد نمي دانند كه اگر نتوانند با خود ارتباط برقرار كنند نمي توانند به موفقيت ، ثروت ، سلامتي ،شادي و … برسند.

چرا كه ما موجودات احساسي اي هستيم و نياز به تاييد شدن،دلداري دادن ،دوست داشته شدن،مهم واقع شدن و … داريم

و متاسفانه افراد نزديك بيشترين انتقاد ها و سرزنش ها را از ما مي كنند و اينجاست كه نياز به ارتباط با خود اهميت پيدا مي كند.

سطحي دانستن اين مهم تنها باعث بي اهميت دانستن خود و نيازهاي خود است كه در نهايت باعث پس رفت مي شود.

 

ارتباط با خود

ارتباط با خود چه چيري نيست؟

خيلي ها بر اين باور هستند كه ارتباط با خود يعني احمق بودن

يعني اگه ما با خودمان با ادبيات درستي صحبت كنيم يا با احترام با خودمان رفتار كنيم يعني داريم مسخره بازي در مياريم و از نظر ديگران يك احمق هستيم.

يا بر اين باورند كه اگه خودمان را با ارزش تر بدانيم يعني ديگران را بايد ناديده بگيرم

مطمئن باشيد اگه ما براي خودمان ارزش قائل نشيم براي هيچ كسي هم ارزش قائل نمي شويم

و اينكه احترام بيشتر به خود، بي احترامي و ناديده گرفتن ديگران نيست

كسي كه خودش را ارزشمند بداند براي همه ي موجودات ارزش قائل است نه تنها انسان ها چون ميداند همه هم مثل خودش حق زيستن دارند و بايد به حقوق همه احترام گذاشت.

يا خودخواهي نيست

“ممكنه كسي بگه اگه من خودمو انقدر دوستداشته باشم ديگه نيازي نيست ازدواج كنم يا با خانواده زندگي كنم”

ما براي اينكه ارتباطمان با خودمان خوب شود نياز داريم به برقراري ارتباط باديگران چون موجودات اجتماعي هستيم

و اين ارتباط با ديگران است كه باعث ميشود كيفيت زندگي ما بهتر شود و بدون ارتباط ما نمي توانيم به هيچ يك از اهدافمان دست يابيم.

 

اگر ما اصلا نخواهيم به موفقيت يا ثروت يا … برسيم آيا باز هم نياز به اين ارتباط داريم ؟

حتي اگر ما نخواهيم چيزي داشته باشيم براي اينكه بتوانيم مشكلات را تحمل كنيم و از پس مشكلات جان سالم به در ببريم نياز به اين ارتباط داريم.

يا دوست داشته باشيم شاد زندگي كنيم با وحود مشكلات و نداشتن پول باز هم نياز داريم

البته همه ي اينها براي اين است كه ما بخواهيم به زندگي خودمان ادامه بدهيم و كم نياوريم و افسرده نشويم كه بخواهيم دست به خودكشي بزنيم.

بسياري از كساني كه به اعتياد رو مي آورند يا قصد خودكشي دارند اينها نتوانسته اند با خودشان ارتباط برقرار كنند و خيلي ها معتقدند كه “كسي ما رو درك نكرده و ما فراموش شده بوديم”

اما نمي دانند كه اگر با خودشان ارتباط خوبي داشتند ميتوانستند خودشان رو درك كنند و نيازهاي روحي واحساسي خودشان را پاسخ بدهند و درگير اين مسائل نشوند كه خيلي از اين مشكلات غير قابل جبران هستند و از دام اين ماجرا درآمدن چقدر كار سختي است.

احتمالا با اين افراد ارتباط داشتيد منطورم هم از اعتياد فقط اعتيادبه مواد مخدر نيست بسياري از اين افراد اعتباد به كار زياد يا استفاده ي بيش از حد از موبايل و شبكه هاي اجتماعي و يابازي دارند كه بسيار پرخاشگر و عصبي هستند و هيچ لذتي از قرار گرفتن در جمع ها ندارند.

مهارت ارتباط با خود

هدف از ارتباط با خود چيست؟

تمام هدف اين است كه ما تسلط كامل روي خودمان داشته باشيم تا بتوانيم يك زندگي شادي داشته باشيم و با وجود مشكلات و رنج ها هنوز هم بتوانيم شادي را تجربه كنيم و از اين زندگي لذت ببريم و در كنار خانواده حال خوب را تجربه كنيم.

وگرنه مشكلات هميشه هست

انتقادات هميشه وجود دارند

حوادث ناگوار هميشه ممكن است اتفاق بيافتد

ممكن است در خانواده دچار مشكل شويم يا با دوستانمان به اختلاف بر بخوريم

اما نبايد خودمان را ببازيم و بايد با تسلط برخود دوباره مسائل را حل كنيم و از زندگي لذت ببريم.

 

چه راه هايي براي برقراري ارتباط با خود وجود دارد؟

راه هاي زيادي وجود دارد اما مهم ترين آنها همان چيزهاييست كه ما به صورت نا خداگاه انجام مي دهيم.

مثل خلوت كردن با خود ، قدم زدن و فكر كردن به كارهاي خود و يا تفكر قبل از خواب (كه البته منظورمان فكر و خيال هايي كه باعث مي شوند ما نتوانيم بخوابيم نيستند) تفكري كه باعث پيشرفت مي شوند، به عنوان مثال مرور كارهاي روزانه و مرور كارهايي كه فردا قرار است انجام بدهيم.

يا تفريح كردن كه ما تفريح رو وقت تلف كردن مي دونيم و مي گوييم براي رسيدن به موفقيت نبايد وقت تلف كرد اما اين دقيقا اشتباه بزرگياست كه ما مرتكب مي شويم ،تقريح سوخت مارا فراهم ميكند تا بتوانيم تا چندين روز حركت كنيم و كم نياوريم و حتما بايد برايش برنامه داشته باشيم.

يا انجام كارهاي لذت بخش حالا ممكن است تماشاي يك فيلم طنز باشد ، بازي با بچه ها ، رفتن به شهر بازي ، استخر و يا هركاري كه به شما حس خوب ميدهد و اين مورد براي هركسي به يك شكل است.

يا مديريت زمان كه باعث مي شود ما از وقتمان درست استقاده نكنيم و كارهايمان كه عقب مي افتد با خودمان بد مي شويم

و خيلي از كارها كه در مقالات بعد به طور كامل هر بخش را توضيح ميدهم و برايش مثال هايي ميزنم تا مطلب كاملا جا بيوفتد

فقط در اين مقاله سعي كردم با مفهوم كلي ارتباط با خود آشنا شويم.

 

هر سوالي در هر بخش داشتيد با كمال ميل پاسخگوي شما عزيزان هستم.

 منتظر مقالات بعدي ما باشيد…

 

 

منبع : ارتباط ۲۰

 

دانلود PDF اين مقاله

مهارت های ارتباطی

ادبیات گفتگو با خود

 

در مقاله قبل در ارتباط با خود به برچسب زدن اشاره کردیم که از این قسمت میتوانید به مقاله ی قبل دسترسی پیدا کنید

مقاله ارتباط با خود – برچسب زدن

در این مقاله به جایگزین کردن کلمات مناسب و اصلاح ادبیات در مورد ارتباط با هر کسی از جمله خود می باشد

حتما افراد زیادی رو دیدین که دائما میگن نمیشه

مرد هزار چهره

آنتونی رابینز میگه انسان ماشین اثبات باور هاست

 

هر چیزی رو که باور کنیم اون رو اثبات میکنیم

این افراد باور کردن که نمیشه و تمام سعی خودشونو میکنن تا ثابت کنن نمیشه

 

یا باید با این باور زندگی کنن و بقیه زندگیشون رو هم با نمیشه تموم کنن یا باید این کلمه رو برای همیشه فراموش کنن یا عوضش کنن

 

حالا به نظر شما چطور میشه این ادبیات رو در ذهنمون عوض کنیم؟

 

وقتی ما میگیم نمیشه دیگه راهکاری براش نداریم پس بهتره ادبیاتی انتخاب کنیم تا راهکاری براش پیدا بشه

من پیشنهادم اینه بجای گفتن کلمه ی نمیشه بگیم چجوری میشه

وقتی میگیم چجوری میشه سوالی از ذهنمون میپرسیم و تا ذهن به جواب اون نرسه دست از تلاش بر نمیداره 

 

یادتون باشه هر بار از خودمون سوال میپرسیم ذهنمون درگیر اون موضوع میشه و به راه حل میرسه حتی اگه چندین سال هم بگذره باز هم ذهم درگیر اون موضوع هست

 

یا خیلی ها رو دیدیم که میگن نمی تونم

نیک وویچ

ایشون رو احتمالا می شناسید

 

اگرنه با یه سرچ اطلاعات کاملی در مورد ایشون کسب می کنید

 

ایشون با وجود این که نه دست داره و نه پا تونسته یک سخنران انگیزشی باشه

 

اما خیلی از ماها دائما میگیم نمیشه و نمیتونم

 

حالا بجای نمیتونم به نظرتون چی میشه گفت؟

 

وقتی میگیم نمیتونم دیگه ذهن ما دنبال راهکارنیست

 

من پیشنهادم اینه بگیم هنوز نتونستم

 

وقتی اینو میگیم ذهنمون میفهمه پس میشه و میتومنم اما هنوز نتونستم و این امکان فراهم نشده

 

 همون طور که امروز یادگرفتیم تنها با جایگزین کردن ادبیات میشه مسئولیت پذیرتر شد

 

 

این مقاله ادامه دارد با ما همراه باشید …

 

 

مهارت هاي ارتباطي

ارتباط با خود

 

آيا مي توان با خود ارتباط داشت؟

آيا ما با خود ارتباط نداريم؟

چطور مي توانيم ارتباط خوبي با خود برقرار كنيم؟

 

اگه كسي از شما بخواد كه اسم بهترين دوستتون رو بنويسيد يا اسم كسيكه بيشترين صميميت رو داشتيد بنويسيد آيا اسم خودتون رو هم مي نويسيد؟

بسياري از ما فراموش كرديم كه بهترين دوست خودمون هستيم

و بيشترين وقت رو با خودمون ميگذرونيم

اما متاسفانه كمترين توجه رو به خودمون داريم

يه همين دليل رابطه ي خوبي باخودمون نداريم

ما بايد يادبگيريم خودمون رو دوست داشته باشيم و به خودمون احترام بگذاريم

چون تنها كسي كه هميشه همراه ماست خودمونيم

و اصولا كسي ما رو درك نميكنه و نميفهمه يا بهتره بگم مثل خودمون مارو نميفهمه

 

خوب حالا شايد بپرسين چطور با خودمون رابطه ي خوبي داشته باشيم

با توجه به تحقيقاتي كه در اين سال ها داشتم به تكنيك هايي رسيدم كه اونها رو هم ميخوام با شما  به اشتراك بزارم

اول اينكه بيايم و به خودمون بر چسب نزنيم

خيليا به ما برچسب ميزنن كه تو خنگي ،دستوپاچلفتي هستي،عصبي هستي،بدشانسي

و متاسفانه نقطه ي دردآور ماجرا اونجاست كه ما هم اين برچسب ها رو باور ميكنيم

و بعد همين برچسب ها رو به خودمون ميزنيم

حتما زندگينامه ي آلبرت انيشتين رو خونديد

تو مدرسه مامان آلبرت رو ميخوان و بهش ميگن پسر  شما خنگه و ديگه نميتونه در اين مدرسه درس بخونه اما مادرش ميره به آلبرت ميگه معلمت گفت تو نابغه اي و ديگه احتياج نيست به مدرسه بري

كمي فكر كنيد اگه انيشتين باور نميكرد كه نابغه اس آيا ميتونست در دنيا كارهاي بزرگ انجام بده

خيلي از برچسب ها هم ممكنه خوب باشن اما ما بايد بدونيم به چه كسي برچسب نابغه بودن ميزنيم

مثلا كسي رو در نظر بگيريد كه داراي هوش بسيار پاييني هستش و مابهش برچسب نابغه بودن ميزنيم و اون فرد اصلا نمي تونه كار خواصي كنه به همين دليل در رقابت با دوستاش هميشه شكست ميخوره و به شدت سر خورده ميشه

 

پس خيلي مراقب باشين چه برچسب هايي به خودتون و ديگران ميزنيد