حل اختلافات

۵ سوال طلایی در حل تعارض و اختلافات

وقتی از تعارض صحبت می‌شود احساس می‌کنیم فقط تعارض مخصوص زن و شوهر است اما ما انسان ها دائما با هم درتعارض هستیم.

با خانواده، همسر، فرزندان، جامعه و …

 

 

بیشتر تعارضات ما انسان ها به ویژه زوجین به این صورت است.

 

به این فیلم نگاه کنید

 

چرا به تعارض می خوریم؟

 

زمانی که بین خواسته و داشته ی ما هماهنگی وجود نداشته باشد رفتار می کنیم؛ اما دلیل تعارض این است که طرف مقابل ما نیز، خواسته و داشته ای دارد.

زمانی که بین این داشته و خواسته ی هر طرف اختلافی وجود داشته باشد به تعارض می خورند.

نکته: در زندگی دائماً همه باهم در تعارض اند چراکه نیازها و خواسته ها یکی نیستند.

نیاز ها و خواسته ها ریشه در باورها دارند.

زمانی که باورها یکی نباشد تعارض خواهیم داشت.
یا زمانی که ارزش های ما متفاوت باشد به تعارض می خوریم.

مثلاً برای همسر ما نظم یک ارزش و برای ما به موقع تحویل دادن پروژه ارزش است. ما باکمی بی نظمی کارها را سریع تر انجام می دهیم تا به موقع تحویل دهیم و همسرمان می گوید « یکم اتاقت رو مرتب نگه دار»

چون نیاز ها و خواسته های ما یکی نیست به تعارض می خوریم

یا فکر کنید کسی نیاز به امنیت بالایی دارد و کسی امنیت پایین تر.

مثلاً همکار ما اهل ریسک است و می گوید زندگی بدون ریسک اصلاً زندگی نیست و ممکن است برای ما ریسک کردن به شدت ترسناک و غیرمنطقی باشد.

مهم نیست که چه کسی چه ارزشی دارد یا نیازهای چه کسی مهم تر است. همه ی نیازها و ارزش ها قابل احترام هستند اما زمانی که این ها یکی نباشند به تعارضات جدی می خوریم.

زمانی که کودک بودیم نیز همین طور، برخی بازی ها برای کسانی به شدت مهم و جدی بود و برای بعضی جنبه ی سرگرمی داشت و آنجا هم به تعارضاتی برمی خوردیم. نمونه اش بازی فوتبال.

یا نیمکت های مدرسه: خط می کشیدیم که از این محدوده اینور تر نیا

 

دانستن تعارض چه کمکی می کند؟

 

تنها یک گروه هستند که تعارض ندارند و آن ها کسانی هستند که عمرشان را به شما داده اند، به ما این آگاهی را می دهد که تعارض کاملاً طبیعی است و همه ی افرادی که در قید حیات هستند به تعارض می خورند.

ما نمی توانیم با تعارض کاری کنیم چراکه تعارض اجتناب ناپذیر و طبیعی است اما این که ما چه واکنشی نشان دهیم انتخاب ماست.

مثلاً افرادی در زمان تعارض، جنگ ودعوا و افرادی نیز سکوت و کناره گیری را انتخاب می کنند.

آموزش مهارتهای ارتباطی

 

اگر تعارض حل نشود

 

یک زخم کوچک در دست شما ایجاد می شود.

هر بار که زخم می خواهد بهبود یابد دوباره با ناخن روی زخم را برمی دارید، دوباره شروع به خونریزی می کند و بجای بهبود یافتن، عفونت می کند که مجبور شوید آن را جراحی کنید.

چند سال پیش برای عیادت یکی از اقوام که براثر تصادف راهی بیمارستان شده بود، رفتم.

در زمان ملاقات فردی را از اتاق عمل به بخش انتقال دادند. دستش عفونت کرده و مجبور به جراحی شده بود.

از همراهان حال او را جویا و متوجه شدیم او می خواسته آکواریوم را تمیز کند که در هنگام شستشو دست خود را می برد.

اما چون بی اهمیت از کنار آن عبور می کند، عفونت به مرور بیشتر شده و می گفت شانس آورده است که دستش را قطع نکردند. چراکه عفونت مچ دست را فراگرفته بود.

یک زخم کوچک = یک جراحی بزرگ

اگر نتوانیم در زندگی تعارضاتمان را حل کنیم نیز می بینید یک تعارض کوچک باعث جدایی دو زوج از هم می شود. یا یک تعارض بین دو دوست قدیمی، روابط آن ها را خراب می کند.

یک تعارض کوچک = یک بحران بزرگ

 

امن سازی رابطه

 

درزمانی که قرار است روی رابطه کار شود نیز، باید تنش را به حداقل برسانیم. مثلاً درزمانی که می خواهیم تعارض را حل کنیم ممکن است تنش بدنی رخ دهد.
ممکن است زمانی که یک انتقاد به درست ترین شکل ممکن هم اجرا شود، بازهم چون پذیرش اشتباه توسط افراد کمی سخت است، تنش ایجاد شود.
به این صورت که اعصاب سمپاتیک وارد کار می شود و سیستم ایمنی را به کار می اندازد. فعال شدن این بخش یعنی خطری ما را تحدید می کند.

در این هنگام ضربان قلب بالا می رود، بدن منقبض و رگ ها تنگ می شود.

باید به سرعت این تنش را از طرف مقابل کم کنیم وگرنه ممکن است به شما پرخاش کند و دیگر حاضر نباشد گفتگو و تعامل کند. فکر کنید وسط جراحی، بیمار بهوش آمده و بخواهد اتاق را ترک نماید.
اوضاع کاملاً به هم می ریزد، شاید هم بدتر از قبل، چراکه جراحی تمام نشده و زخم باز است و خونریزی به شدت زیاد می شود. پس با روش های خلاقانه در هر موقعیت باید عمل کنیم.

مثلاً درزمانی که همسر ما دچار تنش شده است، می توانیم او را در آغوش بگیریم و فقط حس عشق را انتقال دهیم. «آغوش گرفتن نباید به رابطه جنسی مبدل شود».

فقط باید حس عشق را منتقل کند تا تنش کم شود و تعامل ادامه یابد.

در تنش بین دوست یا همکار: از او بخواهیم بنشیند و یک لیوان آب به او بدهیم تا تنش را کم کنیم.

 

فن بیان و سخنرانی

لحن و نحوه ی بیان

 

تنها ۱۰ درصد تعارضات به دلیل تفاوت ها و اختلاف نظرهاست.

مثلاً فکر کنید ما قصد داریم برای تفریح به سینما و همسر ما دوست دارد به کوه برویم. این اختلاف نظر فقط ۱۰ درصد تعارضات را شامل می شود.
اما ۹۰ درصد به لحن و نحوه ی بیان مربوط می شود.

حتماً افرادی را دیده اید که وقتی می خواهند دیگران را صدا کنند می گویند مهندس، دکتر، دانشمند.

این القاب بد نیستند اما وقتی کسی اشتباهی می کند ما با لحنی یعنی قصد تمسخر داریم و می خواهیم آن فرد را بی دست وپا جلوه دهیم می گوییم: «دانشمند اینو این طور درست نمی کنن »

یا می گوییم : «عزیزم بیا کنار کار تو نیست»

یا حتی با کلمات زیبا هم می توانیم دیگران را آزار دهیم.

مثل از ابزاری که دست ماست چطور استفاده می کنیم؟

دقیقاً مثل این است با تیغ می شود کسی را جراحی کرد و یا او را به قتل رساند.

انتخاب و ابزار در دست ماست.

 

اختلاف نظر های خود را چگونه مدیریت کنیم

پنج سؤال طلایی:

 

۱- آیا این رفتار من، حال رابطه را خوب می کند؟

پرسیدن این سؤالات نشان می دهد الآن دما در چه درجه ای است.
یعنی قبل از اینکه بخواهیم رفتاری داشته باشیم این سؤال را از خود بپرسیم.

۲ -آیا این حرف یا رفتار من باعث نمی شود این درجه بالا رود؟

یعنی بدانم اصلاً این تعامل و گفتگو، برای چیست و من به دنبال چه هستم.
گاهی رفتار ما برای این است که دلمان خنگ شود یا فقط میگوییم تا تخلیه شویم و دنبال نتیجه نیستیم و رفتاری می کنیم که رابطه به نقطه ی جوش نزدیک شود.

۳ الآن دقیقاً چه می کنم؟

گاهی در رابطه متوجه نیستیم که داریم سرزنش، تحقیر یا توهین می کنم؛ اما پرسیدن سؤال ما را به رفتار خودآگاه می کند.

۴ آیا رفتار من تأثیرگذار یا مؤثر است؟

آیا کمک می کند مسئله حل شود؟

مثلاً گاهی مشغول دعوا و بحث های بی نتیجه هستیم. سؤال می پرسیم؛ آیا این رفتار تأثیری در حل تعارض دارد یا اوضاع را بدتر می کند؟

۵ آیا رفتار من اخلاقی است؟

 

گاهی کارهایی را انجام می دهیم که اخلاقی نیست.
مثلاً به راحتی در خیابان آشغال می ریزیم یا بسیار بد رانندگی می کنیم.
گاهی کارهای غیراخلاقی را همه انجام می دهند. این دلیلی نیست که چون همه انجام می دهند پس اخلاقی است.

در رابطه هم این چنین است، گاهی حق طرف مقابل را ضایع می کنیم یا توهین می کنیم که اخلاقی نیست و اگر همه بخواهند این کار را انجام دهند دیگر هیچ رابطه ای باقی نخواهد ماند.

با پرسیدن این ۵ سؤال طلایی دمای رابطه را همیشه در حالت نرمال و گرم نگه می داریم.

تمرین:

می توانیم به یکی از تعارضاتی که درگذشته داشته ایم فکر کنیم و این سؤالات را از خود بپرسیم و ببینیم کجا دمابالا رفته و کجا نرمال بوده است.
این کار باعث می شود به کار خودآگاه تر شویم و تمرینی است برای اینکه آگاهانه وارد حل تعارض شویم و لحظه به لحظه دما را ثابت نگه داریم.

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *