سطوح نه شنیدن وتبدیل آن به بله در سه سوت (با فیلم)


تمام مواردی که در این ویدئو اشاره می کنیم برای تبدیل نه به بله است


متن این ویدئو

سلام دوستان نازنینم وقت شما بخیر باشه

من علیرضا کرمی هستم

مربی و مدرس فروش، بازاریابی و مهارت های ارتباطی

امروز می خوام در مورد سطوح نه شنیدن ( تبدیل نه به بله) با شما صحبت کنم.

جذب مشتری برای مغازه

خیلی از افراد هستن که بعد از کلاس ها میان

و میگن تمام مراحل رو ما داریم درست پیش میریم اما مشتری از ما نمی خره.

براشون توضیح میدم که شما دو تا مسئله اساسی دارید.


مورد اول برای تبدیل نه به بله

اول اینکه میتونید خوب صمیمی بشید.

می تونید خوب محصولتون رو معرفی کنید.

میرسونید به نهایی سازی فروش و تکنیک های نهایی سازی فروش رو بلد نیستید.

که در فایل بعدی به نهایی سازی فروش اشاره می کنم.

اما الان در مورد سطوح نه شنیدن صحبت می کنیم.

خیلی از افراد هستن که این رو نمی دونن

ما چندتا سطح داریم.

یه وقت هست مشتری به خود ما نه میگه.

یعنی از خودمون خوشش نمیاد.

یه وقت هست از شرکت ما خوشش نمیاد.

یعنی میاد از منشی نمیتونه ارتباط خوبی بگیره

و فضا طوری هست که یخش نمیشکنه و ارتباط خوبی با شرکت ما برقرار نمی کنه.


مقاله حسن جویی یا پاچه خواری را مطالعه کنید


مورد دوم برای تبدیل نه به بله

یه وقت هست با محصول یا خدمت ما نمی تونه ارتباط بهتری برقرار کنه.

یعنی با خودمون اوکی شده با شرکتمون اوکی شده

اما زمانی که می خواد خرید کنه احساس می کنه محصول یا خدمت ما به دردش نمی خوره

و کیفیت مناسب رو نداره و مناسب اون فرد نیست.

و با این حال که از ما خوشش اومده شرکت مارو ترک میکنه  و خریدش رو انجام نمیده.

به من میگن چطور میشه این نه رو به بله تبدیل کنیم؟

چون با ما اوکی شده و با شرکت ما اوکی شده کار ما خیلی ساده تر شده.

فقط مونده شما حق انتخاب های بیشتری بهش بدید.

جذب مشتری برای مغازه

اگر شما فقط یک نوع محصول دارید نمی تونید مانور بدید.

ولی وقتی هست که باهاش صحبت می کنید.

مثلا شما شامپویی می فرشید که اون فرد میگه من موهام خشکه اما این شامپو برای موهای چربه.

شما باید محصولاتی داشته باشید که مکمل باشه و برای موهای خشک هم کاربرد داشته باشه.

اما اگر محصولی داریم که به هر نوع مویی می خوره.

میگیم این شامپو طوری هست که برای موهای چرب هم مفیده.

یعنی باید سعی کنیم ازش بپرسیم از چه برندی استفاده می کنی.

چه محصولی استفاده می کنی.

و ببینیم می تونیم این محصول رو تهیه کنیم برای این فرد که مشتری ثابت هست

و یا افراد بیشتری این نوع محصول رو درخواست می کنن.

حتما جنسهاتون رو جور کنید.

خیلی از افرادی که از ما خرید نمیکنن برای این هست که جنس های ما جور نیست.

و تنوع نداره.

خوب به جمع بندی کنیم.

یه وقت هست مشتری به ما نه میگه

یه وقت به شرکت و یا محصول ما نه میگه.

و باید بدونیم مشتری به چه چیزی نه میگه.


مقاله زبان بدن را مطالعه بفرمایید


مورد سوم برای تبدیل نه به بله

حالا یه وقت هست مشتری به خود ما نه میگه.

و از خود ما خوشش نمیاد.

باید بیایم از خودمون بپرسیم که چه اتفاقی افتاد که از من خوشش نیومد؟

آیا برخورد خوبی نداشتم؟

ممکنه یه جایی داشتید با تلفن صحبت می کردید

و دیر جوابشو دادید و نتونسته با شما ارتباط خوبی برقرار کنه.

جذابیت یعنی چه

دفعه بعد سعی کنید ارتباط بهتری با مشتری برقرار کنید.

خب مرسی که به این فایل همه گوش دادید.

امیدوارم فروشتون روز به روز بیشتر و بیشتر بشه.

ممنون توجه کردید به این فایل .

شما رو به خدای بزرگ میسپارم.

خدا نگهدار…


 مقاله معجزه لبخند(با فایل صوتی) را حتما مطالعه کنید


 

زبان بدن

زبان بدن

زبان بدن هویت شما را تشکیل می‌دهد. یعنی شما با زبان بدن به دیگران می‌گویید که هستید و آن‌ها نیز بر این اساس تصمیم می گیرند با شما ارتباط داشته باشند یا نه.

 

رفتارغیرکلامی چیست؟

ما درواقع مجذوب زبان بدنمان هستیم وعلاقه مند به زبان بدن دیگران

لبخند زدن یا یک تعامل ناجور یا یک نیم‌نگاه تحقیرآمیز یا حتی دست دادن

پس آشکارا هنگامی‌که ما به رفتار غیرکلامی می‌اندیشیم

یا زبان بدن-اما  به‌عنوان جامعه‌شناس  به آن رفتار غیرکلامی میگویند

این‌یک زبان ساده است پس ما داریم از ارتباط حرف می‌زنیم

هنگامی‌که به ارتباطات می‌اندیشیم،داریم به واکنش متقابل برهم فکر می‌کنیم

خوب زبان بدن چه چیزهایی را به شما مخابره می‌کند؟

جامعه شناسان زمان زیادی را صرف کردند تا تأثیرات زبان بدن ما یا زبان بدن دیگران بر داوری‌ها بررسی کنند

آموزش مهارت های ارتباطی

چرا زبان بدن مهم است؟

ما داوری‌ها و استنتاج‌ها را از زبان بدن درمیابیم.

و این داوری‌ها می‌توانند برآیندهای واقعاً معناداری از زندگی را تعیین کنند؛ مانند اینکه چه کسی را استخدام  کنیم و چه کسی را ارتقاء بدهیم؛یا از چه کسی تقاضای یک ملاقات عاشقانه کنیم.

بگذارید به دنیای دیجیتال سری بزنیم، شکلک‌هایی که به‌خوبی در مذاکرات اینترنتی استفاده می‌شوند می‌توانند منجر بشوند که شما برداشت غنی‌تری داشته باشید درسته؟

آیا مقاله‌ی معجزه لبخند را خوانده اید؟

چگونه با زبان بدن به جایگاه دلخواه برسیم؟

ماتحت تأثیر رفتارهای غیرکلامی‌مان هستیم،مثل: اندیشه،احساسات و فیزیولوژی‌مان.

و زبان بدنمان متناسب با این رفتارها تغییر می‌کند برای نمونه یکی از روش‌های غیرکلامی بیان قدرت و تسلط را که توسط«جسیکا تریسی» مطالعه شد را بازگو می‌کنیم.

او نشان داد انسان‌هایی که با بینایی زاده شده‌اند و یا آن‌هایی که مادرزادی نابینا هستند به هنگام برنده شدن در یک مسابقه بازوها را به شکل عدد هفت باز می‌کنند و چانه اندکی متمایل به  سمت بالا می‌آید و این‌چنین قدرت را به نمایش می‌گذارند.

و هنگامی‌که احساس ناتوانی بکنند،در خود فرو می‌روند و جمع می‌شوند،خودشان را کوچک می‌کنند و نمی‌خواهند به نفر کناری‌شان برخورد کنند.

(در جانوران نیز این حرکات دیده‌شده)

بنابراین اگر کسی به اما حسابی از موضع قدرت رفتار کند ما گرایش داریم که خودمان را کوچک کنیم،ما از آن‌ها تقلید نمی‌کنیم بلکه ما برعکس آن‌ها عمل می‌کنیم.

اما پرسش اصلی ما این بود که آیا رفتار غیرکلامی ما بر اندیشه و احساس ما درباره خودمان تأثیر می‌گذارد؟

مدارکی وجود دارد که آن‌ها هم مؤثرند.برای نمونه ما وقتی خوشحال هستیم لبخند می‌زنیم(با نگه‌داشتن یک خودکار میان دندان‌هایمان)این باعث شادی می‌شود.

بنابراین قضیه دوطرفه است و وقتی نوبت به قدرت می‌رسد و هنگامی‌که شما احساس قدرت می‌کنید بیشتر در معرض انجام این کار هستید وقتی وانمود می‌کنید که قدرتمندید بیشتر احتمال دارد که واقعاً احساس قدرت هم بکنید.

پرسش دوم درواقع این است که خوب ما می‌دانیم که ذهن ما بدنمان را تغییر می‌دهد اما آیا این هم درسته که بدن ما می‌تواند ذهنمان را تغییر بدهد؟

زبان بدن

وقتی می‌گوییم ذهن،درباره‌ی مسئله‌ی قدرت، از اندیشه‌ها و احساسات حرف می‌زنیم.

طی تحقیقی که« امی کادو » در مورد هورمون‌ها انجام داد این بود که یک ذهن توانمند در برابر یک ذهن ناتوان چطور به نظر می‌آید؟

خوب تعجبی ندارد که آدم‌های توانا معمولاً جسورتر ،مطمئن‌تر و خوش‌بین‌تر هستند آن‌ها درواقع باور دارند که حتی دربازی‌های شانسی هم قرارِ برنده باشند و همچنین گرایش دارند که انتزاعی فکر کنند؛ آن‌ها بیشتر خطر می‌کنند.

ازنظر فیزیولوژی هم میان دو هورمون کلیدی ،تستوسترون که هورمون تسلط وبرتری ست و کورتیزول که هورمون استرس و تنش است تفاوت وجود دارد.

طی تحقیقات این محقق  نرهای قوی‌هیکل در سلسله‌مراتب نخستی‌سانان سطح بالایی از تستوسترون و اندکی کورتیزول داشتند و رهبران تأثیرگذار و قدرتمند هم دارای میزان بالایی از تستوسترون و کمی کورتیزول برخوردارند.

خوب این بدان معناست که هنگامی‌که به قدرت می‌اندیشید چون مربوط به چیرگی وبرتری ست میزان تستوسترون در شما افزایش می‌یابد.

پس مستنداتی هست که هم بدن می‌تواند ذهن را شکل بدهد و هم نقشی که می‌پذیریم می‌تواند ذهن را شکل بدهد.

پس فقط کافی است شما یک تغییر نقش را بپذیرید و این کار را در سطح کوچکی انجام بدهید.

طی آزمایشی پنج نفر از افراد را مورد آزمایش قراردادند بدین‌صورت که برای دو دقیقه تظاهر به قدرت یا ضعف کنند؛

در ابتدا آب دهانشان را در یک ظرف کوچکی می‌اندازند و آن را برای نمونه نگه می‌دارند و به آن‌ها می‌گویند که برای دو دقیقه تظاهر به ضعف یا قدرت از خودشان نشان دهند

و آن‌ها را در موقعیت یک کار قمار قرار می‌دهند و عکس‌العملشان را یادداشت می‌کنند و در آخر یک نمونه دیگر از آب دهانشان می‌گیرند؛

و نتیجه نشان می‌دهد که تحمل افراد در قمار و در ژست قدرت ۸۶% و  در موضع ضعف ۶۰% خواهد بود؛ که این تفاوت فاحشی است.

و برای آزمایش تستوسترون نسبت مبنا در زمان ورود افراد قدرتمند ۲۰% افزایش را تجربه می‌کنند.

و در افراد ضعیف با ۱۰%کاهش روبرو هستند.

و در آزمایش کورتیزول افراد قدرتمند ۲۵% کاهش تجربه می‌کنند درصورتی‌که افراد ضعیف با ۱۵% افزایش روبرو هستند.

بنابراین به نظر می‌رسد رفتارهای غیرکلامی یا همان زبان بدن واقعاً تعیین‌کننده‌ی چگونگی اندیشیدن و احساس ما درباره‌ی خودمان هستند.

بنابراین فقط موضوع دیگران نیست، بلکه موضوع خود ما هستیم پس بدن ما ذهن ما را تغییر می‌دهد.

این مربوط به مکالمه ما با خودمان است.

 

مهارت های ارتباطی

باید ادا در بیاوریم؟

خیر. ادا درنیاورید تا زمانی که موفق بشوید وانمود کنید تا زمانی که همان‌که می‌خواهید شوید.

و به‌اندازه کافی انجامش بدید تا زمانی که واقعاً تبدیل به آن  تبدیل به آن بشوید و برایتان درونی شود.

دستاوردهای کوچک می‌تواند به تغییرات بزرگ منجر شود.

خوب همش دو دقیقه است

دو دقیقه دو دقیقه دو دقیقه ….

پس‌ازاینکه قدم به موقعیت بعدی که قرار است شمارا ارزیابی کنند برای دو دقیقه این را امتحان کنید، در آسانسور در اتاقک دستشویی پشت میزتان در اتاق دربسته.

این کاری است که می‌خواهید انجام بدهید مغزتان را شکل بدید تا بهترین هماوردی را در این موقعیت ارائه بدهید تستوسترونتان را بالا ببرید،کورتیزولتان را کاهش دهید،آن موقعیت را ترک نکنید آن را در حالی ترک کنید که انگار واقعاً احساس می‌کنید که «وای واقعاً در آن موقعیت قرار دارم».

ژست قدرت به خودتان بگیرید این به‌طور چشمگیری برآیند زندگی‌تان را تغییر می‌دهد.

فقط دو دقیقه با خودتان

 

آموزش مهارت های ارتباطی

حسن جویی یا پاچه خواری

ما انسان‌ها در تعامل با یکدیگر هستیم و برای اینکه بتوانیم احساس خوبی را در خود و یا دیگران ایجاد کنیم نیازمند یادگیری مهارت‌های ارتباطی هستیم، بخصوص زمانی که در جمع مهمانی‌ها مراسم و دورهمی ها شرکت می‌کنیم این تکنیک‌ها ضرورت می‌یابد.

مهارت‌های ارتباطی بسیار گسترده بوده و از جنبه‌های مختلف می‌تواند موردبررسی قرار بگیرد.

بنابراین ما سعی می‌کنیم به چند مهارت مهم و کاربردی برای خلق بهترین روابط اشاره‌کنیم.

 

 

مهارت اول حسن جویی

 

حسن جویی چیست؟

حسن جویی یعنی نقاط مثبت افراد را ببینیم فارغ از ویژگی‌های منفی که در هرکسی می‌توان یافت.

دیدن ویژگی‌های مثبت و بازگو کردن آن به فرد مقابل، احساس خوبی را به‌طرف مقابل منتقل می‌کند و باعث می‌شود این تعامل با شکل بهتری صورت بگیرد.

پس در شروع هر رابطه‌ای با تعریف از نکات مثبت می‌توان شروع خوب و نتیجه بخشی را آغاز کرد.

این حسن جویی می‌تواند از رنگ مو، لباس و یا لبخند زیبایی که بر لبان فرد نقش بسته است باشد.

 

حسن جویی چه چیزی نیست؟

حسن جویی با تملق‌گویی، یا به عبارت عامیانه پاچه‌خواری کاملاً متفاوت است.

ما در حسن جویی نمی‌خواهیم به فرد دروغ بگوییم بلکه فقط ویژگی مثبت و حسن خوبش را که در فرد می‌بینیم بازگو می‌کنیم زیرا در غیر این صورت او نیز متوجه شده و حتی ممکن است تأثیر عکس نیز داشته باشد.

تملق‌گویی و تعریف دروغ، جزء رذیلت‌های اخلاقی به شمار می‌رود و خود این ویژگی، احساس بدی را ایجاد می‌کند و آن فرد نیز نه تنها محبوب نمی‌شود بلکه قابل‌اعتماد و باور نخواهد بود.

شاید بگویید من اصلاً از کسی که می‌خواهم با او ارتباط داشته باشم ویژگی مثبت ندارد.

باید بگویم هر انسان بدخلقی حداقل می‌تواند یک ویژگی خوب و قابل‌تعریف داشته باشد.

 

چرا باید حسن جویی کنیم؟

حسن جویی همان‌گونه که در بالا اشاره شد نه‌تنها باعث ایجاد ارتباط خوب و مؤثر در طرفین می‌شود، بلکه خود به‌تنهایی تمرینی است که در خودمان ذهنیت مثبت ایجاد کنیم؛ که این تفکر منجر به لذت بردن از زندگی و در حال زندگی کردن که از مهارت‌های مهم شاد زیستن است را به ما آموزش می‌دهد.

پس با یادگیری این مهارت هم می‌توانیم به خودمان کمک کنیم وهم دیگران.

و دلیل دیگری که می‌شود به آن اشاره کرد این است که متأسفانه در فرهنگ ما به‌شدت تعداد انتقاد بالاست به‌گونه‌ای که با کمترین ناراحتی یا نارضایتی شروع به انتقاد و قضاوت می‌کنیم و کمتر سعی می‌کنیم دیگران را درک کنیم.

درست است گاهی انتقاد وارد است ولی این نکته را نباید فراموش کرد که نحوه‌ی انتقاد کردن نیز دارای اصولی است که خود نیازمند یادگیری این مهارت مهم ارتباطی است.

برای مثال گاهی افرادی را می‌بینیم که بلافاصله با نشستن در تاکسی بلافاصله شروع به گلایه از اوضاع جامعه گرانی و…می‌کنند یا راننده تاکسی با کوچک‌ترین اشتباه از جانب شخصی، ابتدا تا انتهای مسیر را شروع به شکایت کرده و موجب ناراحتی و احساس بد در افراد می‌شود که این خود نیز مخرب است.

اگر این مهارت را به‌خوبی یاد بگیریم و درست به کار ببندیم می‌توانیم در رابطه با خانواده دوستان و همچنین در روابط کاری بین مدیر رئیس کارمندان خود و یا حتی برای انجام کارهای اداری خود نیز با ایجاد یک شروع خوب به نتیجه دلخواهمان برسیم و کارهایمان را به‌خوبی به سرانجام برسانیم.

پس همه افراد به‌شدت نیازمند حسن جویی هستند و حتی با یک تشکر می‌توان خستگی را از تن افراد درآورد؛ چراکه با یک تعریف کوچک می‌بینند که چطور کارشان دیده‌شده و این حسن توجه به آن‌ها نیرو و انگیزه‌ی بهتری برای کارایی بیشتر و مؤثرتر می‌بخشد.

آموزش مهارت های ارتباطی

چگونه باید حسن جویی کرد؟

حال که با ضرورت این مهارت مهم آشنا شدیم باید یاد بگیریم که آن را چطور به‌گونه‌ای مؤثر و کارا به کار ببندیم.

حسن جویی می‌تواند تعریف از طرز پوشش، برخورد مناسب، ویژگی‌های اخلاقی و بسیاری موارد دیگر باشد در حسن جویی باید به یاد داشته باشیم که هیچ محدودیتی برای تعریف و ایجاد حس خوب وجود ندارد؛ فقط کافی است ویژگی مثبتی را که در فرد می‌بینیم با لحن و کلام خوب به دیگران بازگو کنیم و اجازه دهیم طرف مقابل هم با ذهنیت مثبت با ما به تعامل بپردازد تا هردو از این ارتباط نتیجه بگیریم.

برای مثال فکر کنید شما برای انجام کار اداری خود وارد سازمان یا اداره‌ای می‌شوید و با یکی از کارکنان مواجه می‌شوید که با خلقی تند با همه برخورد می‌کند و به کسی درست پاسخ نمی‌گوید قبل از اینکه شروع به قضاوت و انتقاد کنید. هنگامی‌که نوبت به شما رسید می‌توانید با یک لبخند و خسته نباشید شروع کرده و به او بگویید «درک می‌کنم سرتون حسابی شلوغه من که بودم واقعاً کلافه می‌شدم، خدا قوت واقعاً به شما. من یه سؤالی داشتم…»

یا اینکه در دانشگاه مدیر گروه بداخلاقی دارید می‌توانید مواقعی که با آن کار ندارید و فقط برای تشکر وارد اتاق کارش شوید و از انجام کارهایی که برای شما یا به‌عنوان وظیفه انجام می‌دهد و یا از نظم و انضباط حاکم بر آنجا فقط تشکر کنید و خدا قوت بگویید بعد بروید، قطعاً این توجه شما در ذهن ماندگار می‌شود و برخورد خوبی با شما خواهد داشت.

و یا هنگامی‌که می‌خواهید از کسی انتقاد کنید در ابتدا از ویژگی مثبت او و یا نکات مثبتی که آن فرد دارا است تعریف کرده بعد نارضایتی خود را بازگو کنید که این خود تأثیر بسیاری در پذیرفتن اشتباه فرد دارد.(البته اگر تشخیص ما درست باشد و طرف مقابل واقعاً مرتکب اشتباه باشد).

پس بیاییم با خودمان روزانه تمرین کنیم هرکسی را که می‌بینیم لااقل از یک ویژگی مثبت او تعریف کنیم.

اقدامک: همین حالا از ۵ نفر که کنار شما هستند و یا تا پایان روز آن‌ها را خواهید دید حسن جویی کنید و برای روزهای آینده نیز با کسانی که قرار دارید ببینید چگونه می‌توانید از آن‌ها حسن جویی کنید (فکر کنید)

 

منبع: ارتباط۲۰

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهارتهای ارتباطی

معجزه لبخند (همراه با فایل صوتی)

بسیاری از ما تصور خیلی ساده ای از لبخند زدن داریم اما نمی‌دانیم لبخند زدن و خندیدن می‌تواند زندگی ما را دگرگون کند.

 وقتی از لبخند صحبت می‌شود همه حس می‌کنند ما خودمان را سرکار گذاشته ایم.

یا احساس می‌کنند خودمان را باید گول بزنیم اما این چنین نیست با ما همراه باشید.

 

توضیحات کامل در مورد لبخند زدن را از اینجا گوش کنید

 

دانلود

لبخند زدن چیست؟

کار بسیار آسان و در عین حال بسیار سخت که هر کسی حاضر نیست آن را انجام دهد.

چرا که بسیاری بر این باورند که ما مشکلات فراوانی داریم چطور می‌توانیم بیخیال باشیم یا چطور می‌توانیم بخندیدم وقتی این همه درد داریم.

مهارتهای اتباطی

لبخند زدن چرا مهم است؟

اگر ما بدانیم لبخند زدن چقدر می‌تواند زندگی ما را دگرگون کند هر لحظه لبخند را بر چهره خواهیم داشت و سعی می‌کنیم تا آن را ساده نشماریم.

لبخند زدن می‌تواند روحیه‌ي ما را تغییر دهید به این صورت که زمانی که ما ناراحت هستیم هورمون هایی در بدن ما ترشح می‌شود که شدت آن ناراحتی را بیشتر می‌کند.

اما زمانی که ما لبخند می‌زنیم انتخاب می‌کنیم تا سیستم بدن خود را تغییر دهیم یا به عبارتی آن را تحت کنترل می‌گیریم.

زمانی که لبخند می‌زنیم هورمون شادی در کل بدن ما پخش می‌شود و باعث شادمانی ما می‌شود آن موقع ما حس بهتری خواهیم داشت.

 

لبخند در فروش چه تاثیری دارد؟

 فروشگاه هایی که فروشنده‌ی خوبی دارند  و شما حس بهتری از خرید دارید جزو کسانی هستند که همیشه لبخند بر چهره‌ی آن‌هاست .

به عبارتی زمانی که ما با چهره‌ی خندان کسی روبرو می‌شویم حس بسیار خوبی داریم چرا که حس می‌کنیم او دوست ماست نه کسی که بخواهد سر ما را کلاه بگذارد.

و بهتر است بگویم برای یک فروشنده داشتن لبخند یک امر ضروری است.

چرا که باید حس خوب را القا کند. چون فروش تنها بر اساس احساس است.

لبخند زدن

لبخند زدن سبک بودن نیست؟

بسیاری بر این باورند که اگر ما لبخند بزنیم سبک هستیم و دیگر کسی به ما احترام کافی را نمی‌گذارد.

اگر منظورتان از احترام ترس باشد بله این چنین است که فرزند شما از ترس اصلا به شما نگاه هم نمی‌کند چه برسد به اینکه بخواهد با شما صحبت کند.

اما اگر شما لبخند داشته باشید همسر و فرزند شما احساس بهتری از شما می‌گیرند و این احساس خوب باعث زیباتر شدن زندگی می‌شود.

چرا که با شما تعامل می‌کنند و مشکلات و مسائلی که با آنها روبرو هستند را با شما در میان می‌گذارند.

 

آیا در همه جا باید لبخند داشته باشیم؟

خوب معلوم است که ابتدا باید موقعیت را بسنجیم مثلا در مجلس ختم نمیتوانید لبخند داشته باشید یا زمانی که به عنوان مثلا شما خانمی هستید و با داشتن لبخند ممکن است سوء تفاهمی برای دیگران اتفاق بیوفتد و یا در مورد شما قضاوت‌های درستی نکنند.

اما می‌توانید بایک تبسم ساده این حس را جبران نمایید.

 

لبخند تنها کافی است؟

معلوم است که خیر.

در فروشگاهی بودم که فروشنده به افراد خوشامد می‌گفت.

لبخند بر چهره داشت اما حسی را منتقل نمی‌کرد چرا که فقط لبان او در حالت لبخند بود نه اجزای دیگر صورتش.

طوری لبخند بزنید که چشمانتان نیز بخندد.

اگر خودتان از این لبخند حس خوب نمی‌گیرد چطور انتظار دارید دیگران این حس را بگیرند؟

 

لبخند زدن باعث آرامش می‌شود؟

به افرادی که همیشه آرامش دارند دقت کنید همه‌ی آن‌ها این تبسم را در چهره دارند که باعث آرامش بیشتر آن‌ها می‌شود.

گاهی ما می‌توانیم ادای کسانی که موفق هستند یا آرامش دارند را در بیاوریم آن‌گاه بعد از مدتی شبیه آن‌ها می‌شویم.