مهارت های ارتباطی

ادبیات گفتگو با خود

 

در مقاله قبل در ارتباط با خود به برچسب زدن اشاره کردیم که از این قسمت میتوانید به مقاله ی قبل دسترسی پیدا کنید

مقاله ارتباط با خود – برچسب زدن

در این مقاله به جایگزین کردن کلمات مناسب و اصلاح ادبیات در مورد ارتباط با هر کسی از جمله خود می باشد

حتما افراد زیادی رو دیدین که دائما میگن نمیشه

مرد هزار چهره

آنتونی رابینز میگه انسان ماشین اثبات باور هاست

 

هر چیزی رو که باور کنیم اون رو اثبات میکنیم

این افراد باور کردن که نمیشه و تمام سعی خودشونو میکنن تا ثابت کنن نمیشه

 

یا باید با این باور زندگی کنن و بقیه زندگیشون رو هم با نمیشه تموم کنن یا باید این کلمه رو برای همیشه فراموش کنن یا عوضش کنن

 

حالا به نظر شما چطور میشه این ادبیات رو در ذهنمون عوض کنیم؟

 

وقتی ما میگیم نمیشه دیگه راهکاری براش نداریم پس بهتره ادبیاتی انتخاب کنیم تا راهکاری براش پیدا بشه

من پیشنهادم اینه بجای گفتن کلمه ی نمیشه بگیم چجوری میشه

وقتی میگیم چجوری میشه سوالی از ذهنمون میپرسیم و تا ذهن به جواب اون نرسه دست از تلاش بر نمیداره 

 

یادتون باشه هر بار از خودمون سوال میپرسیم ذهنمون درگیر اون موضوع میشه و به راه حل میرسه حتی اگه چندین سال هم بگذره باز هم ذهم درگیر اون موضوع هست

 

یا خیلی ها رو دیدیم که میگن نمی تونم

نیک وویچ

ایشون رو احتمالا می شناسید

 

اگرنه با یه سرچ اطلاعات کاملی در مورد ایشون کسب می کنید

 

ایشون با وجود این که نه دست داره و نه پا تونسته یک سخنران انگیزشی باشه

 

اما خیلی از ماها دائما میگیم نمیشه و نمیتونم

 

حالا بجای نمیتونم به نظرتون چی میشه گفت؟

 

وقتی میگیم نمیتونم دیگه ذهن ما دنبال راهکارنیست

 

من پیشنهادم اینه بگیم هنوز نتونستم

 

وقتی اینو میگیم ذهنمون میفهمه پس میشه و میتومنم اما هنوز نتونستم و این امکان فراهم نشده

 

 همون طور که امروز یادگرفتیم تنها با جایگزین کردن ادبیات میشه مسئولیت پذیرتر شد

 

 

این مقاله ادامه دارد با ما همراه باشید …

 

 

مهارت هاي ارتباطي

ارتباط با خود

 

آيا مي توان با خود ارتباط داشت؟

آيا ما با خود ارتباط نداريم؟

چطور مي توانيم ارتباط خوبي با خود برقرار كنيم؟

 

اگه كسي از شما بخواد كه اسم بهترين دوستتون رو بنويسيد يا اسم كسيكه بيشترين صميميت رو داشتيد بنويسيد آيا اسم خودتون رو هم مي نويسيد؟

بسياري از ما فراموش كرديم كه بهترين دوست خودمون هستيم

و بيشترين وقت رو با خودمون ميگذرونيم

اما متاسفانه كمترين توجه رو به خودمون داريم

يه همين دليل رابطه ي خوبي باخودمون نداريم

ما بايد يادبگيريم خودمون رو دوست داشته باشيم و به خودمون احترام بگذاريم

چون تنها كسي كه هميشه همراه ماست خودمونيم

و اصولا كسي ما رو درك نميكنه و نميفهمه يا بهتره بگم مثل خودمون مارو نميفهمه

 

خوب حالا شايد بپرسين چطور با خودمون رابطه ي خوبي داشته باشيم

با توجه به تحقيقاتي كه در اين سال ها داشتم به تكنيك هايي رسيدم كه اونها رو هم ميخوام با شما  به اشتراك بزارم

اول اينكه بيايم و به خودمون بر چسب نزنيم

خيليا به ما برچسب ميزنن كه تو خنگي ،دستوپاچلفتي هستي،عصبي هستي،بدشانسي

و متاسفانه نقطه ي دردآور ماجرا اونجاست كه ما هم اين برچسب ها رو باور ميكنيم

و بعد همين برچسب ها رو به خودمون ميزنيم

حتما زندگينامه ي آلبرت انيشتين رو خونديد

تو مدرسه مامان آلبرت رو ميخوان و بهش ميگن پسر  شما خنگه و ديگه نميتونه در اين مدرسه درس بخونه اما مادرش ميره به آلبرت ميگه معلمت گفت تو نابغه اي و ديگه احتياج نيست به مدرسه بري

كمي فكر كنيد اگه انيشتين باور نميكرد كه نابغه اس آيا ميتونست در دنيا كارهاي بزرگ انجام بده

خيلي از برچسب ها هم ممكنه خوب باشن اما ما بايد بدونيم به چه كسي برچسب نابغه بودن ميزنيم

مثلا كسي رو در نظر بگيريد كه داراي هوش بسيار پاييني هستش و مابهش برچسب نابغه بودن ميزنيم و اون فرد اصلا نمي تونه كار خواصي كنه به همين دليل در رقابت با دوستاش هميشه شكست ميخوره و به شدت سر خورده ميشه

 

پس خيلي مراقب باشين چه برچسب هايي به خودتون و ديگران ميزنيد