آموزش مهارت هاي ارتباطي

زبان بدن

زبان بدن هویت شما را تشکیل می‌دهد. یعنی شما با زبان بدن به دیگران می‌گویید که هستید و آن‌ها نیز بر این اساس تصمیم می گیرند با شما ارتباط داشته باشند یا نه.

 

رفتارغیرکلامی چیست؟

ما درواقع مجذوب زبان بدنمان هستیم وعلاقه مند به زبان بدن دیگران

لبخند زدن یا یک تعامل ناجور یا یک نیم‌نگاه تحقیرآمیز یا حتی دست دادن

پس آشکارا هنگامی‌که ما به رفتار غیرکلامی می‌اندیشیم

یا زبان بدن-اما  به‌عنوان جامعه‌شناس  به آن رفتار غیرکلامی میگویند

این‌یک زبان ساده است پس ما داریم از ارتباط حرف می‌زنیم

هنگامی‌که به ارتباطات می‌اندیشیم،داریم به واکنش متقابل برهم فکر می‌کنیم

خوب زبان بدن چه چیزهایی را به شما مخابره می‌کند؟

جامعه شناسان زمان زیادی را صرف کردند تا تأثیرات زبان بدن ما یا زبان بدن دیگران بر داوری‌ها بررسی کنند

آموزش مهارت های ارتباطی

چرا زبان بدن مهم است؟

ما داوری‌ها و استنتاج‌ها را از زبان بدن درمیابیم.

و این داوری‌ها می‌توانند برآیندهای واقعاً معناداری از زندگی را تعیین کنند؛ مانند اینکه چه کسی را استخدام  کنیم و چه کسی را ارتقاء بدهیم؛یا از چه کسی تقاضای یک ملاقات عاشقانه کنیم.

بگذارید به دنیای دیجیتال سری بزنیم، شکلک‌هایی که به‌خوبی در مذاکرات اینترنتی استفاده می‌شوند می‌توانند منجر بشوند که شما برداشت غنی‌تری داشته باشید درسته؟

آیا مقاله‌ی معجزه لبخند را خوانده اید؟

چگونه با زبان بدن به جایگاه دلخواه برسیم؟

ماتحت تأثیر رفتارهای غیرکلامی‌مان هستیم،مثل: اندیشه،احساسات و فیزیولوژی‌مان.

و زبان بدنمان متناسب با این رفتارها تغییر می‌کند برای نمونه یکی از روش‌های غیرکلامی بیان قدرت و تسلط را که توسط«جسیکا تریسی» مطالعه شد را بازگو می‌کنیم.

او نشان داد انسان‌هایی که با بینایی زاده شده‌اند و یا آن‌هایی که مادرزادی نابینا هستند به هنگام برنده شدن در یک مسابقه بازوها را به شکل عدد هفت باز می‌کنند و چانه اندکی متمایل به  سمت بالا می‌آید و این‌چنین قدرت را به نمایش می‌گذارند.

و هنگامی‌که احساس ناتوانی بکنند،در خود فرو می‌روند و جمع می‌شوند،خودشان را کوچک می‌کنند و نمی‌خواهند به نفر کناری‌شان برخورد کنند.

(در جانوران نیز این حرکات دیده‌شده)

بنابراین اگر کسی به اما حسابی از موضع قدرت رفتار کند ما گرایش داریم که خودمان را کوچک کنیم،ما از آن‌ها تقلید نمی‌کنیم بلکه ما برعکس آن‌ها عمل می‌کنیم.

اما پرسش اصلی ما این بود که آیا رفتار غیرکلامی ما بر اندیشه و احساس ما درباره خودمان تأثیر می‌گذارد؟

مدارکی وجود دارد که آن‌ها هم مؤثرند.برای نمونه ما وقتی خوشحال هستیم لبخند می‌زنیم(با نگه‌داشتن یک خودکار میان دندان‌هایمان)این باعث شادی می‌شود.

بنابراین قضیه دوطرفه است و وقتی نوبت به قدرت می‌رسد و هنگامی‌که شما احساس قدرت می‌کنید بیشتر در معرض انجام این کار هستید وقتی وانمود می‌کنید که قدرتمندید بیشتر احتمال دارد که واقعاً احساس قدرت هم بکنید.

پرسش دوم درواقع این است که خوب ما می‌دانیم که ذهن ما بدنمان را تغییر می‌دهد اما آیا این هم درسته که بدن ما می‌تواند ذهنمان را تغییر بدهد؟

زبان بدن

وقتی می‌گوییم ذهن،درباره‌ی مسئله‌ی قدرت، از اندیشه‌ها و احساسات حرف می‌زنیم.

طی تحقیقی که« امی کادو » در مورد هورمون‌ها انجام داد این بود که یک ذهن توانمند در برابر یک ذهن ناتوان چطور به نظر می‌آید؟

خوب تعجبی ندارد که آدم‌های توانا معمولاً جسورتر ،مطمئن‌تر و خوش‌بین‌تر هستند آن‌ها درواقع باور دارند که حتی دربازی‌های شانسی هم قرارِ برنده باشند و همچنین گرایش دارند که انتزاعی فکر کنند؛ آن‌ها بیشتر خطر می‌کنند.

ازنظر فیزیولوژی هم میان دو هورمون کلیدی ،تستوسترون که هورمون تسلط وبرتری ست و کورتیزول که هورمون استرس و تنش است تفاوت وجود دارد.

طی تحقیقات این محقق  نرهای قوی‌هیکل در سلسله‌مراتب نخستی‌سانان سطح بالایی از تستوسترون و اندکی کورتیزول داشتند و رهبران تأثیرگذار و قدرتمند هم دارای میزان بالایی از تستوسترون و کمی کورتیزول برخوردارند.

خوب این بدان معناست که هنگامی‌که به قدرت می‌اندیشید چون مربوط به چیرگی وبرتری ست میزان تستوسترون در شما افزایش می‌یابد.

پس مستنداتی هست که هم بدن می‌تواند ذهن را شکل بدهد و هم نقشی که می‌پذیریم می‌تواند ذهن را شکل بدهد.

پس فقط کافی است شما یک تغییر نقش را بپذیرید و این کار را در سطح کوچکی انجام بدهید.

طی آزمایشی پنج نفر از افراد را مورد آزمایش قراردادند بدین‌صورت که برای دو دقیقه تظاهر به قدرت یا ضعف کنند؛

در ابتدا آب دهانشان را در یک ظرف کوچکی می‌اندازند و آن را برای نمونه نگه می‌دارند و به آن‌ها می‌گویند که برای دو دقیقه تظاهر به ضعف یا قدرت از خودشان نشان دهند

و آن‌ها را در موقعیت یک کار قمار قرار می‌دهند و عکس‌العملشان را یادداشت می‌کنند و در آخر یک نمونه دیگر از آب دهانشان می‌گیرند؛

و نتیجه نشان می‌دهد که تحمل افراد در قمار و در ژست قدرت ۸۶% و  در موضع ضعف ۶۰% خواهد بود؛ که این تفاوت فاحشی است.

و برای آزمایش تستوسترون نسبت مبنا در زمان ورود افراد قدرتمند ۲۰% افزایش را تجربه می‌کنند.

و در افراد ضعیف با ۱۰%کاهش روبرو هستند.

و در آزمایش کورتیزول افراد قدرتمند ۲۵% کاهش تجربه می‌کنند درصورتی‌که افراد ضعیف با ۱۵% افزایش روبرو هستند.

بنابراین به نظر می‌رسد رفتارهای غیرکلامی یا همان زبان بدن واقعاً تعیین‌کننده‌ی چگونگی اندیشیدن و احساس ما درباره‌ی خودمان هستند.

بنابراین فقط موضوع دیگران نیست، بلکه موضوع خود ما هستیم پس بدن ما ذهن ما را تغییر می‌دهد.

این مربوط به مکالمه ما با خودمان است.

 

مهارت های ارتباطی

باید ادا در بیاوریم؟

خیر. ادا درنیاورید تا زمانی که موفق بشوید وانمود کنید تا زمانی که همان‌که می‌خواهید شوید.

و به‌اندازه کافی انجامش بدید تا زمانی که واقعاً تبدیل به آن  تبدیل به آن بشوید و برایتان درونی شود.

دستاوردهای کوچک می‌تواند به تغییرات بزرگ منجر شود.

خوب همش دو دقیقه است

دو دقیقه دو دقیقه دو دقیقه ….

پس‌ازاینکه قدم به موقعیت بعدی که قرار است شمارا ارزیابی کنند برای دو دقیقه این را امتحان کنید، در آسانسور در اتاقک دستشویی پشت میزتان در اتاق دربسته.

این کاری است که می‌خواهید انجام بدهید مغزتان را شکل بدید تا بهترین هماوردی را در این موقعیت ارائه بدهید تستوسترونتان را بالا ببرید،کورتیزولتان را کاهش دهید،آن موقعیت را ترک نکنید آن را در حالی ترک کنید که انگار واقعاً احساس می‌کنید که «وای واقعاً در آن موقعیت قرار دارم».

ژست قدرت به خودتان بگیرید این به‌طور چشمگیری برآیند زندگی‌تان را تغییر می‌دهد.

فقط دو دقیقه با خودتان

 

ارسال پاسخ

ایمیل شما منتشر نخواهد شد